آب و آبرو
علیرضا محمودی، روزنامهنگار و فیلمنامه نویس از ثبت جهانی «هگمتانه و مرکز تاریخی همدان» میگوید

تا آنجا كه خانه خاطره، رخوت خالی مانده را خانه تكانی میكند، جان اين منطق در شهر والدينم جاندار بوده كه تا روز مانده بيكار، چرا كاری براي روزگار و تا وقتی آب نيست در كام، چه آبرويی از كاخ؟!
بهگزارش صدای گردشگری ایران (ویتنا)، شهروندان باستانیترين پاسخهای بشر برای مهارطبيعت و مهارتطريقت، بارديگر در مهابت اين دو راهی افتادهاند كه جيره جاری يا جنم جهانی؟!
توان تداوم تاريخی كه طلوعش سند سنگی دارد و فلقش مستند سهمگين، بايد راه خود را از تنگنای تورم و تابآوری باز كند به افقی فراختر از خاور و باختر.
قرار اين است كه خود را چنان نشان دهيم كه شيرهای سنگي در كوه با باد مقرر میكنند. چرا از همه دامنهها الوند و از همه كرانهها هگمتان. چرا ما شايسته هبوط تاريخ و تنوره تمدنيم. چرا نيای ما از پس اين همه نيسان و بوران بقا را بر فنا و ثبات را بر صراط رجحان دادند.
ما شهرسازان روزگار راهزنی و مقيمان دوران دربدری بودهايم. شهادت شهريت ما را از شبانههای پيشا تمدنی شاهد بخواهيد.
هرجای اين خيابانها و خانهها را تا زانو و نه بيشتر از خلل خاك خالی كنيد، دورترين باغبانان گلهای پارس پيراهن پاره خواهند كرد. روندگان راههای يكتاپرستی، اينجا چه پرسهها زدهاند، پرسندگان پايندهترين پرسشهای پديداری اينجا پهنهها پيمودهاند و پايهترين پيالههای پرباری اينجا پيمانهها پراندهاند.
براي هر ذوق و برای هر ذائقهای ذوزنقه جور در جوار شهر جهاز دارد و بارگاه. دريغ از ما كه از چشمانداز جهان همدان را به قلم قولای نكنيم. افسوس از شهر ما كه نامش پدر شهرهای دنيا نباشد. بهانهها بسيارند و گلايهها آوار.
يك بار، استحقاق خود را برای اثبات ديرپاترين پهنه تمدنی با همه توان تمنا كنيم. دست در دست، دوش بر دوش، به رسم نياكان شهری بسازيم شايسته جهانی كه خود از سازندگان شايستهاش بودهايم.
اين رستاخيز ماست.بگذاريد بادها ستايشمان كنند و شعلهها نوازش كه ما اين شهر از دست نداديم. فرصت يك بار رخصت میدهد؛ در شهر همهدانی همه اين را میدانند.
عليرضا محمودی
