
مناسبات حاکم بر روابط شهر و روستا طی یک قرن اخیر تغییراتی اساسی در تمام جنبههای زندگی روستایی به وجود آورده است و در اکثر موارد، این مناسبات یک سویه و به نفع شهرها بوده است. از جمله عرصههایی که به شدت تحت تاثیر این تعاملات قرار گرفته، ساخت و ساز روستایی است. سازههایی که امروزه در مناطق روستایی ساخته میشوند بیشتر به ساخت و سازهای شهری شبیه است و از مهمترین عواملی که نابسامانیهای موجود در ساخت و ساز روستایی را دامن زده است، فقدان متولی نظارت بر ساخت و ساز در روستاها است. دهیاریها فاقد توان فنی، تخصصی و انسانی لازم برای مدیریت توسعه روستایی هستند. عموما بسیاری از روستاها توسط یک شخص به نام دهیار، آن هم در مواردی به صورت پاره وقت اداره میشوند. دهیاریها با مشارکت ارگانهایی نظیر نظام دفاتر فنی ساختمان روستایی و بنیاد مسکن انقلاب اسلامی به امور ساخت و ساز رسیدگی میکند ولی در نهایت رسیدگی به تخلفات ساختمانی در روستا طبق نظر ارگانهای دیگری صورت میگیردکه در اکثر مواقع ناکارآمد هستند.
متاسفانه ساخت و سازهاي غیرمجاز و بدون برنامه در محدوده روستاهاي تاریخی رواج زیادي پیدا کرده و مالکان غیربومی و برخی مالکان بومی، خارج از ضوابط طرحهادي روستایی اقدام به ساخت وساز کرده و باعث ایجاد بافت و کالبد ناهنجار میشوند. علاوه بر این، بافت تاریخی برخی از روستاها ثبت ملی شده و نیازمند حفاظت بیشتر برای جلوگیری از نابودی تاریخ کهن، سنتهای در حال فراموشی و آداب و رسوم هستند. لذا تمام ساخت و سازهای واقع در این روستاها باید حریم منظری و حفاظتی را رعایت کنند و فرم ساختمان با بافت فعلی روستا همگون باشد. اما متاسفانه این پیش شرطها قبلا اجرا نشده و در نتیجه آن، بافت قدیمی روستاها با سرعت زیاد از بین رفته و یا در خطر ویرانی است.
بنیاد مسکن به عنوان متولی طرح هادی روستایی و بخشداری و دهیاریها به عنوان متولیان اداره روستاها، نقش اساسی در جلوگیری از این تاراج فرهنگی بر عهده دارند و به خصوص باید در روستاهایی که بافت تاریخی دارند، قبل از اعطای هرگونه مجوز ساخت و ساز به متقاضیان، از میراث فرهنگی استعلامهای لازم بهعمل آید. لذا هماهنگی بین دستگاههای اجرایی ذیربط برای حفظ فرهنگ معماری و سبک و سیاق زندگی در روستاهای دارای بافت تاریخی ضرورت دارد و در غیر این صورت در سالهای آینده دیگر نشانه ای از فرهنگ و قدمت و تاریخ در این روستاها باقی نخواهد ماند.
بافت كالبدي روستاهاي تاریخی ضمن برخورداري از ارزشهاي معماري، همانند سادگي و بي پيرايگي، داراي الگوهاي بصري و زيبايي شناختي، انطباق با محيط طبيعي، هماهنگي با عملكرد زيستي و معيشتي، استفاده از مصالح بوم آورد و دانـش بـومي اسـت. در اين ميان بافت كالبدي برخي از روستاهاي كشور به دليل برخورداري از ويژگيهاي خاص معمـاري، تـاريخي و فرهنگـي بـه عنـوان ميراثي ارزشمند و بجاي مانده از نياكان ما به شمار ميرود كه حفظ و نگهداري آنها از اهميت فراواني برخـوردار اسـت. ازايـن رو، انجام اقدام مناسب براي بهسازي و حفظ ذخاير كالبدي و ثروتهاي فرهنگي موجود در اين روسـتاها ضـرورت مـييابـد.
در حـال حاضـر بـا تغییـر مفهوم روستایی در دو دهه گذشته و برخی تفـاوتها در فهم مجدد از آن و عدم توجـه بـه مطالبـات جدیـد جامعه روستایی روبرو هستیم. همچنــین رشــد فنــاوري و گســترش آمــوزشهاي دانشگاهی به خصوص در زمینه معماري، نتوانسته اسـت عناصر هویتی بومی عمـران و آبـادانی منـاطق را تـداوم بخشیده و آنها را به نسلهاي جدید، در چارچوبی کـه تأمین کننده نیازهاي زیستی جامعـه امـروز باشـد انتقـال دهد. خانههاي قدیم روستاها به خصوص در روستاهای تاریخی با آخرین تکنولوژي آن زمان ساخته میشـده و ایـن اقـدامات بـا مشـارکت و همراهـی سـاکنان و بـا هـدایت معمـاران سـنتی بـومی صورت میگرفت. امروزه مسئله مهم، از بـین رفـتن برخـی مفـاهیم مسـتتر در معمــاري خانــه روسـتایی اســت کــه فــداي منافع اقتصادي و بی توجهی به ماهیت روستا میشـود و به نظر میرسد پاسخ به روز و مناسب بـراي آن نـداریم. در حالیکـه معمـاران سـنتی بـومی بـه خـوبی شـرایط سکونت در منطقه و کیفیتهاي آن را میشـناختند و در عین تأمین سـرپناه، بـا ایجـاد احسـاس رضـایت خـاطر ساکنان خود، مفهوم سکونت را در ذهـن آنـان ایجـاد میکردند، اما امروزه با ساختمانها و شیوهاي از زنـدگی جـایگزین شـده انـد کـه بـا ماهیـت زنـدگی روسـتایی سازگاري چندانی ندارد.
از طرفی هم شـرایط بـه وجـود آمـده در عمـران و آبادانی معاصر روستاها در انطباق با برنامـههاي تعیـین شده از سوي بنیاد مسکن انقـلاب اسـلامی، آینـده ایـن زیستگاهها را به جهتی سوق میدهد که عـدم مشـارکت ساکنان روستاها در طراحی و احداث سـکونتگاه خـود، انزواي معماران سنتی، عدم انتقال دانشهاي بـومی بـه نسلهاي جوان، از بـین رفـتن شـاخصهاي هـویتی و منطبق بر فرهنگ منطقه، فراموشـی روشهاي رایـج در ساخت و ساز محدوده و عدم پایداري شرایط زیستی و بالاخره مهاجرت روزافزون سـاکنان روسـتا از نتـایج آن است. حال آنکه بناهـاي باقیمانـده از معمـاري سـنتی و اصیل منطقـه میتوانـد الگـویی مناسـب در طراحـی و احداث سـاختمانهاي نوسـاز روسـتا تلقـی شـده و از طریق اسـتخراج شـاخصها و شناسـایی ویژگـیهاي معماري ساختمانهاي کهن منطقه، به محرکی در مسـیر بازآفرینی فرهنگ اصیل سکونتگاههاي روسـتایی منطقـه، در ابعاد مختلف اجتماعی، فرهنگی، اقتصـادي، کالبدي و زیستم حیطی تبدیل شود.
با توجه به موارد مطرح شده، میراث فرهنگی به عنوان متولی حفظ و حراست از بافتهای تاریخی شهری و روستایی و بر اساس دستورالعملها و مصوبات قانونی در اینگونه موارد ضمن ثبت بافتهای تاریخی واجد ارزش در فهرست آثار ملی کشور، نسبت به تهیه ضوابط اختصاصی برای این روستاها اقدام کرده و در صورت همکاری سایر دستگاههای متولی امر، میتوان به حفظ این غنای ویزه فرهنگی و میراث ارزشمند گذشتگان امیدوار بود.
خوشبختانه و در سالهای اخیر، در استان همدان با تشکیل پایگاه ملی مجموعه روستاهای تاریخی، روستاهای ورکانه، سیمین و خاکو، تحت حفاظت و حراست میراث فرهنگی قرار گرفته اند و با تهیه و ابلاغ ضوابط حفاظت از بافت تاریخی، تمامی دستگاههای متولی موظف به همکاری در حفظ و پاسداشت میراث گرانقدر و ارزشمند تاریخی در این روستاها شده اند که علاوه بر تاکید بر حفظ غنای ویژه فرهنگی در روستاهای تاریخی، چشم انداز توسعه اقتصادی و گردشگری پایدار در آینده برای این روستاها میسر و مطرح خواهد بود.
اتابک صفری تورج
مدیر پایگاه ملی مجموعه روستاهای تاریخی همدان

